
همانطور که پیشبینی میشد بعد از مرگ استیو جابز هجوم رسانههای مختلف برای رساندن اخبار و خاطرات این مرد به جهانیان بسیار شدید بود به طوری که حتی اخبار انتشار آیفون تحت شعاع قرار گرفت. در این میان هیچکس خوشحال نبود همه به نحوی به خاطر مرگ یک انسان تاثیرگذار در زندگی بشر غمگین بودند اما رفتارهای عجیب یک عده از طرفداران محصولات اپل باعث شد که حجم بسیار زیادی از انتقادات مسکوت نسبت به جابز نیز در این روزها منتشر شود.
جنجالهای خبری و انتقادات بدون شک از جانب کسانی میآمد که به نحوی استیو جابز را از زوایای دیگری نگاه میکردند، زوایایی که عموما برای همه مردم ملموس و آشکار نیست. طرفداران نرمافزارهای آزاد را میتوان عمدهترین مخالفین عملکرد استیو جابز دانست. حال برای روشنتر کردن این مشکلات نکات زیر را جداگانه بررسی میکنیم:
۱) تفاوت جنبش فکری با طرفداری:
همه ما در زندگیمان بدون اینکه متوجه باشیم طرفدار خیلی جزئیات دنیای اطرافمان هستیم و این اتفاق عموما بدون هیچ انتخاب یا دقتی در انها افتاده است. مثلا خیلی از ما طرفدار پرسپولیس و یا استقلال هستیم. در بردها و باختهای آنها عصبانی میشویم، گریه میکنیم و در طرف مقابل از موفقیتهای آنها ما هم خوشحال میشویم. از طرف دیگر تعداد کمی از ما در جنبشهای اجتماعی حضور داریم به نحوی که بعد از اشنایی با یک ایدئولوژی خاص آن نوع نگاه به زندگی را برای بهتر شدن جهان اطرافمان مناسب و تاثیرگذار دانسته و در اکثر مواقع با انجام دادن فداکاری های کوچک سعی کردهایم کمکی به جامعه بکنیم.
من برای این دو موضوع جدا از هم ارزش جداگانهای قائل نیستم چون کثرت عقیده انسانها برای خودم بسیار ارزشمند است اما حتی ذرهای آنها را با هم آمیخته و یا شبیه نمی دانم.
امروز یک طرف دنیا آدمهایی را میبینیم که به خاطر از دست دادن کسی که طرفدارش بودهاند و یا بهتر بگوییم طرفدار محصولاتش بودهاند بسیار غمگین و ناراحت هستند. من این افراد حق میدهم که ناراحت باشند همانطور که مثلا من روزی که عابدزاده سکته کرد بسیار اندوهگین شدم. این افراد عموما نگاه همراه با تقدیر و اعتماد و پرستش نسبت به کسی مثل استیو جابز دارند.
در طرف دیگر دنیا اما یک عده تنها راه نجات سیستم فعلی از تمام مشکلاتی که به وجود آمده برای دنیای فناوری اطلاعات را در مقابله با ظهور افرادی مثل استیو جابز می دانند. افرادی که روزهای بسیاری از زندگی خودشان را صرف همین نکته ساده کردهاند که به جز من افراد دیگری هم در این دنیا زندگی می کنند و با ادامه دادن راه نرمافزارها و سختافزارهای انحصاری به زودی بسیاری از مردم زندگی سختتری خواهند داشت. هیچ کس با قطعیت نمی تواند مدعی شود که حرفهای این گروه درست است و هیچ شکی بر راستی عقیده آنها نیست اما من میتوانم قویا بگویم گروه اول در جایگاه بحث و نقد با گروه دوم قرار ندارند همانطور که طرفدار یک تیم فوتبال در جایگاه بحث با مربی فوتبال قرار ندارد.
۲) استالمن در مقابل استیو جابز:

دوستانی که به نحوی یکی ازین دو نفر را نمیشناسند با کمال احترام لطفا قبل از خواندن بقیه مطلب حداقل دو سخنرانی از طرفین گوش کنند. هیچ شکی نیست که جابز دنیا را تکان داد. لبه تکنولوژی را به جلو برد و گسترهای از محصولاتی را به نحوی به بشر امروز نشان داد که بدون او احتمالا اتفاقات دیگری میافتاد. او فرد بسیار باهوش و موفقی بوده است. اما نقدی که همه این روزها بر او وارد می شود هیچ ربطی به نکاتی که گفتم ندارد زیرا تمام این ویژگیها دقیقا در هیتلر هم بوده است. به سبب جنگ جهانی مقادیر زیادی علم بشر پیشرفت کرد و دنیا شاید هیچ وقت تکانی به آن بزرگی نخورده بود، از طرف دیگر همه بر هوش و اعتماد به نفس و موفقیت هیتلر تاکید دارند. مشکل اینجاست که روزگاری عده بسیاری از مردم آلمان هم راه هیتلر را ارزشمند و مقدس می دانستند و هیچ شکی نداشتند که این مرد آینده بهتری برای آلمان خواهد ساخت همانطور که امروز مردم دنیا با استفاده از محصولات اپل احساس می کنند که بهترین چیزی که می توانستهاند در این برهه تاریخی داشته باشند را اکنون در اختیار دارند. فکر می کنند اگر جابز و یا همتاهای دیگرش در توسعه دنیای انحصاری نبودند امروز همه مجبور بودند ترمینالهای سخت و رقتبار لینوکس را تحمل کنند به جای صفحات زیبا و دوستداشتنی لمسی آیپد.
حقیقتی که ما مدام تلاش میکنیم برای بقیه روشن کنیم این است که دنیای انحصاری که در آن اختراع و ثبت و ایده متعلق به یک نفر باشد و هیچ کس در دنبا بدون اجازه او حق پرورش انرا نداشته باشد نهایتا دنیایی همراه با مونوپولیها و دیکتاتورهای اقتصادی خواهد بود. مصرفگرایی ای که اپل به وجود آورد حدودا در مورد هیچ سخت افزار دیگری صدق نمی کند. میزان ضرری که به محیط زیست زده شد را هم در نظر بگیرید. اپل توانست با تغییر دادن شیوه زندگی و رفتار مردم جهان آنها را راضی کند که محصولات او را دوست بدارند. بلایی بر سر مردم بیاورد که بگویند آزادی من فدای داشتن محصولات اپل. اپل نه تنها تا جایی که به مخیله بشریت خطور میکرد حق اختراع و پتنت به نام خودش ثبت کرد بلکه حتی اجازه آزاد گذاشتن را به کاربرانش هم نداد به طوری که شما اجازه ندارید برنامهای را در اپل استور بگذارید و سورس برنامه را در اختیار مردم قرار دهید. به بیان بهتر می توانم بگویم اپل نه تنها به آزادی احترام نگذاشت برای مقابله با آزادی جنگید و کسانی را که تقاضای آزادی داشتند محاکمه کرد.جابز البته همه کاره این ماجراها بوده است.

ریچارد استالمن البته در انتهای دیگر این بازی روزگار قرار دارد. او نه تنها بسیاری از ایدههای نرمافزاری و سخت افزاری خودش را که سالها جلوتر از فردی مثل جابز بودهاند آزادانه در اختیار جامعه قرار داد بلکه تمام زندگی خودش را صرف دفاع از آزادی تک تک مردم جهان کرد. امکان ندارد شما در جایی از دنیا جنبش آزادیخواهانهای را پیدا کنید که مورد حمایت و خبررسانی مستقیم استالمن واقع نشده باشد. جزییات زندگی امروز ما را حدود دو دهه قبل آنچنان دقیق پیش بینی کرده بود که هنوز بعضی اوقات آدم در اتفاق افتادنشان شک میکند (مثلا همین ماجرای بوت ویندوز ۸). مطمئن باشید پولدار شدن و رسانهای شدن برای آدمی با این میزان هوش و استعداد و توانایی فنی بسیار ساده بود. اما فراموش نکنید که در این سیستم افرادی که به خود سیستم کمک کنند توسط رسانهها و دولتها و حتی مردم ناآگاه بزرگ داشته می شوند و کسی که در مقابل سیستم عمر خودش را بگذارد همیشه در انزوا و سکوت خبری خواهد بود.
جابز و استالمن شاید فقط یک تفاوت بنیادین با یکدیگر داشتند و آن میزان اهمیت زندگی بقیه مردم جهان برای آنها بود.
62 دیدگاه
با سلام
این نوشته شروعی دوباره (و البته لذت بخشبرای من) بر سر این است که آیا هرچه به ما میگویند حقیقت دارد؟
و آیا ما باید هر چه میبینیم باور کنیم؟
یا باید خودمان نیز، کمی فقط کمی تفکر کنیم؟
ممنون بابت زحمت و احساس مسئولیتت
یا علی
علاقه ای ندارم حدس بزنم منظورتو رفیق
دقیق بگو چی میگی ما هم لذت ببریم
ممنون
با سلام

من نخواستم کسی منظورم رو حدس بزنه. حرفم رو زدم، تشکر هم کردم
ابهامی هم نیست
مشکلی هم نیست
یا علی
همین دوستانی که الان طرفدار امپراطوری اپل هستن، یک زمانی طرفدار امپراطوری نوکیا بودن. چیزی که تاریخ همیشه نشون داده، فروپاشی همه این امپراطوریهاست.
این وسط فقط تفکرات و جنبشها هست که باقی میمونه
بابک جان،
آفرین به قلمت! خیلی لذت بردم! دو بند آخر یادداشتت را چند بار و هر بار با لذت خواندم! حالا میفهمم که چرا مهرداد میگفت هیچکس بهخوبی بابک نمیتواند فلسفه آزادی نرمافزار را توضیح بدهد…
قربانت برادر
هم شما هم مهرداد لطف دارین.اساتیدی که وبلاگ با بازدیدهای بیشمار دارن واقعا کار بهتری ارائه میدن.
مقایسه هیتلر و جابز جالب بود
بش فکر نکرده بودم :دی
خیلی خوب بود!
اول از همه بگم که استقلال فکری خیلی مهمه و خیلیها در دنیا به دنبال از بین بردنش هستن. استالمن هم تقریبا یک اظهار نظر فلسفی – فرهنگی کرده و صد البته این نوع اظهار نظر هست که اهمیت داره و از بقیه مهم تره. (درستش اینه که از این دید به قضیه نگاه بشه)
درواقع بازم برمیگردیم به همین قضیه که گنو یه فرهنگ هست. فرهنگی که میخواد دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنه. و افرادی هم هستن که خواسته یا نخواسته جلوشو میگیرن و یا روندش رو کند میکنن.
وقتی جوانتر بودم فکر میکردم که دنیا باید کاملا پاک و آرمانی باشه. اما الان نظرم تغییر کرده و حس میکنم که دنیا باید تعادل داشته باشه. هم استالمن و هم ترووالدز و هم جابز ،هم ریموند، و…. داشته باشه.(مثل چهار فصل سال).
البته ممکنه بعدا چیزهای بیشتری یاد بگیرم و بازم نظرم عوض شه! و مهمتر از همه: این دلیل نمیشه که دست از تلاش برای رسیدن به یه فرهنگ درست، کشیده بشه.
واقعیت اینه که آدمها در جوامع انسانی در هر لحظه تلاش میکنن زندگی بهتری داشته باشن.همونطور که گفتم عقیدهای که بیشترین طرفدار رو امروزه روز داره تکثر گراییه.یعنی سعی کنیم حرف همه رو بفهمیم.من اصلا فکر نمیکنم که فرهنگی به نام فرهنگ درست مطلق وجود داره.جمله اشتباهه اساسا.
اینو کلی گفتم ها منظور شما رو کاملا فهمیدم!
باز هم مرسی بابک. واقعا بعضی وقتها از این که بین این همه مردم ناآگاه زندگی میکنم دلم بدجوری میگیره
میدونی دانیال حقیقت اینه که هرجای جهان بری اینروزها داری بین آدمای ناآگاه زندگی میکنی.
منم دیشب داشتم از همین غصه میخوردم.مسخرس نه؟
هی! دانیال! بابک! طاقت بیار رفیق! داریم میرسیم …
مرسی بابک، عالی
افتخار میکنم که با چنین افراد نقاد و رادیکالی، آشنا و همعقیده هستم.
احــــــــــسنت
واقعا از خوندنش لذت بردم
تمام حرف من توی مطلب قبلی این بود که استالمن بیان خوبی از عقایدش نداره
اگه استالمن یه همچین بیانی داشت، حالا اوضاع خیلی فرق میکرد!
استالمن بیماریهای روانی متعددی داره.کسانی که هفته پیش از دیدارهاشون باهاش برام تعریف کردن واقعا حرفهای باورنکردنی ای زدن.
اما لحن یک متفکر نباید تاثیر بزاره رو ماها لااقل.
سلام .
دوست من ، مقایسه دنیای تفکرات جابز با تفکرات استالمن مقایسه صحیحی نیست .
وقتی که یک vendor محصولی مثل iphone رو تولید می کنه ، هیچ وقت به التماس کاربر و خریدار نمیفته که شما محصول من رو خریداری کنید و تفکرات من رو تفکرات اصلی خودتون قرار بدین .
قضیه این هست که هر vendor سیاستهای مخصوص خودش رو داره . Open Source جنبش فکری مخصوص به خودش رو داره و Apple هم همینطور ، اما هیچگاه مثلا استالمن به کاربران لینوکس و Open Source زور نکرده که اگه از لینوکس استفاده می کنید حتماً از تفکر Open SOurce پشتیبانی کنید .
قضیه تفاوت بین تفکرات و انتخاب های فکری است ،
من به عنوان شخصی که توی استفاده های شخصی و حرفه ای از لینوکس و مک استفاده می کنه تفکری رو انتخاب می کنم که از نظر من صحیح باشه ، از نظر شاید شما و بسیاری از دوستان دیگه که مک و apple رو محدود و انحصار گرا میدونید من شخصاً توی تولید برنامه هام توی مک چنین احساسی رو ندارم و حتی Application ی رو که تولید می کنم از این نظر که قراره روی سیستم عاملی که هستش مشتق شده از BSD هست قراره run بشه .
از طرفی بسیاری از مثلاً نوآوری های دنیای Open-Source و لینوکس مثل نسخه ای که اواخر توی اوبونتو دیدین 11.04 مشتق شده از ایده های Apple بوده ، منوی یکپارچه apple که اون بالا نقش تمامی منو ها رو بازی می کنه توی تمامی application ها منوی نسخه 11.04 سیستم عامل اوبونتو بود .
جابز یک نابغه خلاقیت بود ، شرکت NeXt و Pixar و دستاوردهاشون گواه این مسائل بودن .
مثل مقایسه شما مثل موردی هست که بگیم یک فرد مخالف شدید با تحصیلات دانشگاهی هست ولی یک فردی هست که همیشه تلاش کرده دنیا رو به سوی زیبائی ها و ایده های نو سوق بده ، اما با اون مخالفت می کنیم چون میگیم اون فرد تفکرش در مورد تحصیل نکردن خوب نبوده پس کلیه کارهایی که انجام داده و خروجی هاش فایده ای ندارن .
اپل توی ارائه رایانه های شخصی تحول ایجاد کرد ، با تمرکز روی interface سیستم عاملش و راحت بودن کاربر تونست ایده های نابی رو پرورش بده .
دنیای Open-Source و لینوکس تا اونجایی که تونسته و میتونه تلاش می کنه برای ارتقای بهتر معنای یک سیستم عامل stable در دنیا ، در این مورد و توانایی های آقای استالمن در این راه هم هیچ شکی نیست ، اما آیا جابز که حدوداً 25-26 سال از تمامی زندگیش رو صرف طراحی محصولاتی که آسودگی و راحتی کار رو به ارمغان میاره برای کاربرش درست هست که اینطور در مورد تفکرش صحبت بشه ؟
جابز برای راه اندازی اپل و این شرکت بزرگی که الان داره فعالیت می کنه و خودتون مطلع هستین بسیاری از شرکت ها نظیر گوگل برای بسیاری از فعالیت ها از جابز مشاوره گرفتن ؛ بدبختی زیادی کشید ؛ تفکراتی مشتق شده از فلسفه ، زیباشناسی ، راحتی کار ، خلافیت و نمونه های اینها پشت تک تک محصولات اپل بوده ،
آیا راحتی کار و راحت تر کردن یک محیط برای کاربر بصورت حداکثر با هدف افزایش سرعت کار ، کاهش زمان تلف شده و موارد از این خدمت نبوده ؟
استیو ، اگر یک شخص انحصار طلب بود و به فکر محدود کردن کاربرش بود مطمئناً هیچ وقت از تفکرات 10 سال پیشش توی کلاس خطاطی و آموزه های مربوط به اون استفاده نمی کرد برای به کار گیری و تولید فونت های زیبائی که “کاربر پسند” باشه داخل سیستم عامل مک ،
بسیاری از افراد مفهوم Open-Source بودن رو به این میدونن که همه چیز خیلی راحت هست و به راحتی هر کاربری میتونه قسمتی از سیستم رو برای خودش customize کنه اما حاضرم قول بدم 65% از کاربران دنیای Open-Source خودشون تولید کننده نیستن و وقتی به زمان بر بودن قضیه تولید نرم افزار و یا تغییر نرم افزار دیگه برسن مطمئناً تعریفشون از Open-Source تغییر خواهد کرد .
بسیاری از کاربران لینوکس فکر می کنن برنامه نویسی هسته و یا اضافه کردن امکاناتی به هسته سیتسم عامل کاری بس ساده ، اضافه کردن یک ماژول و کامپایل کردن هسته بصورت مجدد هست و نمیدونن همین قضیه نیاز به پیش دانش زیادی هست و بدون مطالعه قبلی و آشنا نبودن با مفاهیم سیستم عامل و برنامه نویسی هسته و مثل این ها کاری پیچیده هست که خود شما مطلع هستین چنین قضایای از دیدگاه زمان ؛ کم زمان بر نیستن .
من با تفکر Open-Source مخالف نیستم ، اما هر تفکری به دلیل سیاستهایی هست که vendor براش در نظر گرفته ؛
اگه Close-source بودن بصورت مطلق یک ایده غلط بود مطمئناً الان شرکت Apple و microsoft شرکت هایی شکست خورده بودن ، در صورتی که دقیقاً خلاف این توی دنیای واقعی داره ثابت میشه و این دو شرکت از پیشتازان تکنولوژی هستن و بسیاری از افراد هم سیاستهای رو میپذیرن و از محصولات این شرکت ها استفاده می کنن .
دوست من ، تجربه زندگی و مطالعه بر روی تکنولوژی توی سالیان سال به من ثابت کرده داشتن تعصب انسان رو به بی راهه میبره ، بسیاری از افراد در این دنیای هستن که طرفدار و یا معتفد به یک طرز تفکر هستن ، با ترکیب این تفکرات میتونن دنیای جدید و تفکرات جدیدی رو ایجاد کنن که همونها هم میتونن موافق و یا مخالفانی رو داشته باشن .
اما به هر صورت احترام به دیگر طرز فکرها یک اصل مهم هست .
آقای استالمن دستشون درد نکنه که به فکر اهمیت زندگی دیگران بودن و روی این قضیه هم کار می کنن ، اما جالب نیست و از دیدگاه های مختلف قابل پذریش نیست که بگیم جابز کمتر به فکر اهمیت زندگی دیگران بوده ، شخصی که حقوقش توی شرکت Apple به عنوان کمترین حقوق و با میزان یک دلار در ماه بوده و در گینس هم اتفاقاً ثبت شده .
بررسی این موضوع نیاز به تفکر در مورد موضوعات دیگه هم داره ،
خیلی ساده به قضایا نگاه کردن و تحلیل کردن خروجیش میشه تفکرات غیر صحیح .
پیشنهاد می کنم قبل از اینکه جوابی برای من ارسال کنید دو کار رو انجام بدین :
اول اینکه سخنرانی جابز توی دانشگاه استنفرد رو حتماً ببینید و خوب داخلش تعمق کنید ؛
دوم ، توی یک همایش صحبت face to face استیو جابز و بیل گیتس رو حتماً ملاحظه کنید و لغاتی که بین طرفین مبادله میشه رو گوش کنید با دقت .
پاسخ به پاراگرافهای نوشته شما جداگانه تو بحثهای مختلف داده شده.همین الان که داشتم واکنش های خارجیها رو میخوندم حتی چیزای جدید شنیدم.
من فکر میکنم کش دادن این داستان گذافهگویی باشه.
شاید اگر اینجا قابلیت کوت کردن نوشته ها رو داشت من جداجدا مباحثو توضیح میدادم اما این وقت شب کلی توانشو ندارم.
ضمنا همیشه یادتون باشه لینوکسیا برخلاف بقیه حدودا همه این مصاحبهها و سخنرانیهای طرف مقابل رو هم گوش میدن و می خونن.یه جور مریضیه!
open source و free software با یکدیگر متفاوتند.
دقیقا!
هر کسی نظر خاص خودشو داره.
ممکن حرف شما در مورد بعضی افراد صحیح باشه اما مطلق نیس.
من
خودم طرفدار جابز هستم نه فقط به خاطر محصولاتش بلکه به خاطر طرز زندگیش، تصمیماتش، تاثیر گذاریش بر روی زندگی خیلیا و …
در مورد مقایسه این فرد با هیتلر واقعا متاسفم…
منم متاسفم.
من هم همیشه به تاثیرگذاری هیتلر روی بقیه حسادت میکردم.طرز زندگیش که دیگه داستانهای مشهوری داره.تصمیماتش هم فوقالعاده بوده.حدود ۷۰ میلیون آدم کشته شدن تو اون جنگها.کم آدمی میتونه همچین تصمیمات قاطعی بگیره!
پ.ن:هر دو آدمی رو میشه با هم مقایسه کرد،هدف ارزشگذاری نبود هدف ارزشزدایی از فاکتورهای کلی مثل اعتماد به نفس بود.
البته من خیلی منطقی بحث می کنم ، ولی این جملتون برام جالب بود :
“ضمنا همیشه یادتون باشه لینوکسیا برخلاف بقیه حدودا همه این مصاحبهها و سخنرانیهای طرف مقابل رو هم گوش میدن و می خونن”
فکر می کنم جز یکی از واقعیات باشه که لینوکسی ها و دنیای Open-Source خودشون رو از کل دنیا جدا و به نوعی برتر میدونن ،
این کلمه برخلاف جای تعمق داره
آره به نحوی هم حتی موافقم که اینطوره.
می دونین راستش خسته شدیم از بس نکته و مثال آوردیم از امثال توروالدز و ریموند و اینا و طرفمون حتی اسمش به گوشش نخورده بود.
ضمنا من ایرادی نمیبینم کسی خودشو برتر بدونه.مهم اینه که نقد بپذیره و مطلق فکر نکنه!
اتفاقاً من هم مخالف برتر دونستن نیستم ، بلکه طوری باشه که یکمی واقعیات هم چاشنیش باشه .
شخصی “طرفدار” یک ایدئولوژی باشه تا پیرو اون باشه و درگیر اون باشه دقیقاً فرسنگ ها فاصله داره ، حالا اینکه شما بتونید برای من اثبات کنید یک fan هستید و یا مثلاً مستقیماً درگیر جریانات develop کردن برخی از application های لینوکس یا یک محصول open-source دیگه باشید بیان کننده این موضوع هست .
به هر صورت ، چیزی که توی ما ایرانی ها ثابت بوده و هست این بوده که موردی رو پیدا کنیم و یک شخص رو زیر سوال ببریم ؛
مشکل دسته ای از مخالفان apple به این راحتی حل خواهد شد که از محصولات اپل استفاده نکنن ، چون شرکت apple و فروشندگانش التماس به کسی نمی کنن .
اگر قرار بود مثلاً Mac-OSX بصورت Open-Source ریلیز بشه ، با ایده های استالمن و توروالز و افراد مشابه تا الان شده بود و نیاز به انتقاد های فعلی هم نبود .
دنیا زمانی معنا پیدا میکنه که آزادی تفکر داخلش باشه ،
من تفکر Open-Source رو دوست دارم ، محصولات اپل رو هم استفاده می کنم ، بسیاری از افراد هم محصولات اپل رو استفاده نمیکنن چون میگن “باید” دست کاربر باز باشه ، حالا اینکه دقیقاً این Open-Source بودن مک باعث میشه فضاپیما به طرف فضا فرستاده بشه یا نه رو نمیدونم ، فقط میتونم بگم آزادانه فکر کنید و تفکرهای متفاوت رو با هم بسط ندین و مقایسه نکنید .
جناب آقای استالمن هم نظراتشون محترم هست به دلیل اینکه نظریاتشون نظریات شخصی خودشون هست .
البته به عنوان یک پیشنهاد هم برای عزیزان دنیای Open-SOurce که نبود سورس نرم افزارها به همراه نرم افزار فشار زیادی بهشون وارد میکنه :
برای دسترسی به سورس کدها و مواردی که براشون جذاب هست توی یک نرم افزار مثلاْمک میتونن از هنر مهندسی معکوس استفاده بکنن و به خواستشون برسن .
از پیشنهادتون متشکرم.
من هم به شما پیشنهاد میکنم در مورد تفاوت بین open source و free software تحقیق کنید. چیزی که استالمن و ما راجع بهش صحبت میکنیم free software هست نه open source.
اتفاقاً از این موضوع مطلع هستم ؛
در مورد موضوع “مرده خوری نرم افزار” برخی اوقات ممکنه معنا پیدا بکنه ، منتها نه برای ملتی مثل ایران که نرم افزار غیر free رو تلاش میکنه هر قانونی براش بسازه که اون رو بصورت free دانلود بکنه .
جنابعالی هم هر موقع یک نرم افزار رو بصورت کلی develop کردین و تقدیم جامعه خودتون یعنی جامعه free کردین اون موقع میشه گفت با دید وسیعتری این دیدگاه فکری رو دنبال میکنید ، شما و آقای استالمن هم نیازی نیست سنگ دیگر برنامه نویسان به سینه بزنید ، هرکسی هر نرم افزاری رو نمینویسه مختار هست در موردش تصمیم بگیره دوستان freeeeeeeee
تصحیح : هر کسی هر نرم افزاری رو می نویسه …
کاملا مشخصه که اصلا مطلع نیستی. free به معنی مجانی هم نیست. حداقل این همه وقت میزاری کامنت میدی، یک گوگل بکن چهارتا مقاله هم بخون.
شاید من خودم برنامه ننوشته باشم و تقدیم به جامعه نکرده باشم (که امیدوارم یک روز بکنم)، ولی از همین ایرانیها خیلیها اینکار رو کردن و دارن میکنن ولی ظاهرا شما مطلع نیستی. ضمن اینکه من خودم هم تو بخشهای دیگه (غیر از برنامهنویسی) کار کردم و تقدیم جامعه هم کردم بابتش هم چیزی نخواستم. چون در ذهن شما نمیگنجه دلیل نمیشه همه مثل شما باشن
توی همهی نوشتههات نوشتی اوپنسورس. اوپنسورس هیچ اهمیتی نداره و چه بسا اوپنسورس از انحصار هم بدتره. تنها چیزی که برای جماعت ما ارزشمنده آزادی نرمافزار هست، نه باز بودن متنی که به هیج دردی نمیخوره
سپاس بابت نوشته ی خوبتون
ولی متاسفانه ما طوری تربیت شدیم که چیز دقیقی از آزادی نمیدونیم برای همین هم سخت بفهمیمش و درکش کنیم وبه همین خاطر فورا در مقابلش جبهه میگیریم.
البته این نکته باید گفته بشه که استیو جابز یک تاجر بسیار موفق بود نه یک انسان تاثیرگذار چون برای هر محصول و ایده ای که ارائه میداد میزان درآمد خودش رو افزایش میداد و این کار رو برای بشریت انجام نمیداد .( برای همین لفظ انسان تاثیرگذار به نظر من جایز نیست بلکه باید گفته بشه یک تاجر تاثیر گذار)
انحصار طلبی هر جور که باشه به ضرر جامعه هست حتی اگر در کوتاه مدت پرفایده هم باشه ولی در درازمدت ضربه های جبران ناپذیری به جامعه میزنه
تشکر کن می کنم از یک دوست خوب بابت جوابی که در مقابل نوشته جناب آقای استالمن دادن :
اگر آدم هایی مثل بیل گیتس و استیو جابز نبودند، امثال ریچارد استالمن هیچ وقت با مفاهیمی مانند رایانه و نرم افزار آشنا نمی شدند که بخواهند مدل آزادش را طراحی کنند.
بیل گیتس و مایکل دل و دیگران هم انسان هستند و انسان ها حتما اشتباهاتی می کنند. اما زیر سوال بردن نام های بزرگ کار هر کسی نیست. آدم هایی که از کنار فعالیتشان میلیون ها انسان دارند خرج خود و خانواده شان را می دهند و فعالیت آنان افق های تازه ای به روی بشر گشوده است را نمی توان با جملات کلی و بی سر و ته زیر سوال برد.
استیو جابز و سازمان تحت مدیریت او، فن آوری را به متن جامعه و به کوچه و خیابان آورد. رقابت را افزایش داد. افزایش رقابت یعنی بهبود اقتصاد و رفاه جامعه.
بیل گیتس نیمی از ثروتش را به موسسه خیریه بیل و ملیندا گیتس اختصاص داده و تازه گفته نیمی از سهامش در میکروسافت هم بعد از مرگش باید به امور خیریه اختصاص یابد. خداییش کمتر آدم هایی تا این اندازه راحت پول خرج می کنند.
اگر آدم هایی مثل بیل گیتس و استیو جابز نبودند، امثال ریچارد استالمن هیچ وقت با مفاهیمی مانند رایانه و نرم افزار آشنا نمی شدند که بخواهند مدل آزادش را طراحی کنند.
بیل گیتس و مایکل دل و دیگران هم انسان هستند و انسان ها حتما اشتباهاتی می کنند. اما زیر سوال بردن نام های بزرگ کار هر کسی نیست. آدم هایی که از کنار فعالیتشان میلیون ها انسان دارند خرج خود و خانواده شان را می دهند و فعالیت آنان افق های تازه ای به روی بشر گشوده است را نمی توان با جملات کلی و بی سر و ته زیر سوال برد.
استیو جابز و سازمان تحت مدیریت او، فن آوری را به متن جامعه و به کوچه و خیابان آورد. رقابت را افزایش داد. افزایش رقابت یعنی بهبود اقتصاد و رفاه جامعه.
بیل گیتس نیمی از ثروتش را به موسسه خیریه بیل و ملیندا گیتس اختصاص داده و تازه گفته نیمی از سهامش در میکروسافت هم بعد از مرگش باید به امور خیریه اختصاص یابد. خداییش کمتر آدم هایی تا این اندازه راحت پول خرج می کنند.
کسی کارهای بسیار خوب و انسان دوستانهای که اینها انجام دادن رو زیر سوال نبرد. ما فقط گفتیم در کنار تمام این کارهای خوب که همیشه Bold شده و به همه نشون داده شده، این کارهای بد رو هم انجام دادن. ما فقط اون روی سکه رو نشون دادیم.
اگه بیل گیتس نیمی از ثروتش رو به خیریه داده (که امیدوارم این ثروت رو از راه دستی به دست اورده باشه)، در مقابل اون ریچارد استالمن کل عمر و ثروتش رو در راه کمک به مردم داده دوست عزیز
اصلا حتی بحث مقایسهای هم نیست.
بحث اینه که اون دیگه نمیتونس اون پولو خرج کنه.پولدارترین ادم کره زمین میفهمی یعنی چی؟یعنی تو هرکار کنی نمیتونی چیزه جدیدی داشته باشی دیگه
چرا ندی خیریه؟
احساس میکنم نه تاریخچه کامپیوتر نه سیستمعامل نه حتی خود مایکروسافت نه اپل رو بدونی. لااقل تاریخچه مایکروسافت و اپل رو بخون ببین چجوری به این وضع رسیدن. نه اصلا تاریخچه رو نمیخواد بخونی فیلم Pirates of Silicon Valley رو ببین.
بنیادی که هنوز یاد نگرفته چطور با دیگران باید صحبت کنه ، چه لغاتی رو باید به کار بگیره توی بیانیش و چقدر و از چه دیدگاهی باید برای شخصی که سالها در زمینه کامپیوتر زحمت کشیده همون بهتر که هیچوقت هیچکسی پشتشون نباشه ؛
دوست عزیزی که ماشالله مغزتون اونقدر فعالیت داره و بزرگ هست که ایده هاش برای ما مفهومی نداره که درکش بکنیم ؛ پیشنهاداً اول از همه مفهوم ادای احترام به دیگران موقع شنیدن انتقاد رو از طرف دیگران در موردش مطالعه کنید بعد از اون به بنیاد free و ایده هاش رسیدگی کنید و از اون پشتیبانی کنید ؛ بحث سر موضوعاتی بود که آقای استالمن (یا همون بت گرامی شما طرفداران نرم افزارهای آزاد) در مورد آقای جابز مطرح کرده بودن ، خوشبختانه تا جای ممکن بحث کردم و اتفاقاً جواب کاملی هم دادم که ok شد ، بیش از این فکر می کنم برسیم به همون حرف های همیشگی که در رابطه با دیگر حرفهاتون میزنید ، به هر صورت باید یه استفاده کاربردی از “توجیه” بشه این وسط .
جواب دوست عزیزی هم که از توی یک سایت براتون کامنت کردم بسیار بسیار ارزشمند بود .
خوش باشید .
شرکتهای بسیار زیادی پشت FSF و بنیاد لینوکس هستن و ازش حمایت میکنن. اپل هم از بسیاری از خدمات FSF استفاده میکنه.
قبول دارم جابز خدمات بزرگی در زمینه کامپیوتر انجام داده، ولی تمام این خدمات و کارها انحصاری بودن و هیچوقت برای رقابت عرضه نشدن. البته این رو هم خاطر نشان کنم که این حرفم به معنی بی ارزش کردن اون کارها نیست.
استالمن نظریه پرداز این جنبش بوده و هیچوقت برای من بُت نبوده. من و خیلی از دوستان دیگه، بسیاری از رفتارهای استالمن رو نقد میکنیم و حراسی هم از گفتنش نداریم.
جواب تمام دوستان از نظر یک دیدگاه ارزشمند هست.
فایده این بحث ها چیه؟!
یکی خودشو واسه استیو و امثالش جر میده یکی هم واسه استالمن و امثالش، ارزش داره؟
ما نه خودمون رو واسه استیو و امسالش جر میدیم و نه واسه استالمن و امثالش. ما فقط یک جریان فکری رو به اسم «نرمافزار آزاد» مطرح کردیم و در غالب اون نقد کردیم. و البته اون جریان فکری ارزش زیادی داره
Pingback: واکنش استالمن به خبر مرگ استیو جابز- آزادراه
دوست عزیز اینکه از یک اظهار نظر تند و بی ادبانه استالمن این همه آسمان و ریسمان ببافیم واقعا منصفانه نیست. گوشه گوشه متن شما غیر مستند و همراه با قضاوتهای عجولانه است که واقعا توضیح تک تک آنها وقت زیادی می خواهد و متاسفانه اینگونه متن ها مورد استقبال کسانی قرار میگیرد که اطلاعات کافی از موضوعات مطرح شده ندارند و صرفا با خواندن آن تاییدی به طرز فکر اشتباه خود می گیرند و احساس رضایت می کنند.
این یکی از آفتهای تاریخی ما ایرانیان است که همیشه اصل موضوع و واقعیت پیش چشم را باور نمی کنیم و در حاشیه ها به دنبال حقیقت میگردیم. همیشه فکر کنیم کاسه ای زیر نیم کاسه است و روی دیگر سکه نا پیداست و حتما کسی جایی به ما دروغ می گوید یا پنهان میکند.
رقابت یا جنگ یا دشمنی بین آنچه در اپل و استیو جابز دیده ایم با آنچه جنبش متن باز و نرم افزار آزاد می خوانیم وجود ندارد. این ها مقوله های متفاوت و تابع پارامتر های متفاوتی هستند و کسی شما را مجبور به خرید محصولات اپل و یا استفاده از آنها نکرده است.
متاسفانه استالمن حرفهای نسنجیده و بی ادبانه ای زد که باعث خجالت کسانی امثال من است که هم کاربران قدیمی محصولات اپل هستیم و هم احترام زیادی بر مبنای شناخت به استیو جابز میگذاریم و هم از جنبش نرم افزار آزاد و متن باز حمایت میکنیم.
میشه لطفا تمام قسمتهایی که نیاز به ذکر منبع دارند رو بفرمایین؟بسیار مهمه برام که حرف الکیای نزده باشم
مشکل شماها اینه که همیشه میخواید بگید ما با بقیه فرق داریم در صورتی که این طوری نیست در آخر اون چیزی که دل اکثریت رو ببره برنده میشه چه ایفون باشه چه یک جنبش اجتماعی سیاسی یا هرچیز دیگه
در مورد مقاله. مگر کسی استالمن را در مقابل جابز قرار داد؟ مسئله دیگه این که اگر مشکل انحصار طلبی را در کپیتالیسم قبول کنیم. راه حل یا جایگزینی برایش باید ارائه کنیم که من تا حالا چیزی ندیدم. مالکیت جز ذات انسان است. صرف اینکه یک نفر موفق و پول دار است نمی توان او را متهم کرد. اگر ادعایی می شود باید با دلیل بیشتری باشد. در مورد آزادی. من خودم محصولات مک را استفاده می کنم و برتری و کارایی بسیار بیشتری در آنها می بینم و اصلا هم احساس نمی کنم آزاد نیستم و اگر کلان بخوایم صحبت کنیم هیچ مسئله ای برای آزادی عموم نمی بینم.
با سلام
نکتهی جالب در صحبتهای دوستان طرفدار اپل و جابز اینه که خودشون رو حامی نرمافزار آزاد هم نشون میدن.
آیا این دوستان به غیر از vlc و فایرفاکس و چندتا سیستمعامل دیگری که بهش میگن لینوکس، نکتهی دیگری هم دربارهی نرمافزار آزاد میدونن؟
من فکر میکنم برای پاسخ دادن به این دوستان هنوز خیلی زوده و طبق معمول خودم با زبان دیگری جوابشون رو میدم.
دوستانی که میگید اگر کسی developer نبود نباید از نرمافزار آزاد حرف بزنه، بهتره معنی توسعه دهنده رو یکبار دیگر برای خودتون از توی دیکشنری بخونید تا سوادتون بالاتر بره و بفهمید که توسعه دهنده خیلی دستهها رو شامل میشه مثلا امثال ما که وقت خودمون رو برای چون شمایی میگذاریم، در حالیکه باید برای ثانیه ثانیهش مثل بتتون (جابز) هزینههای گزاف دریافت کنیم.
کار دوستانی مثل بابک هم مثل استاد ادبیاتی است که بیاد و برای یک مهد کودکی اشعار حافظ و شکسپیر رو تفسیر کنه. خوب آزادی میگه اگر دوست داره این کار رو بکنه ولی عقل هم میگه نتیجهی درک از یه کودک داشتن هم خیالی واهیه. این دوستان اول باید تصمیم بگیرن که دونستن و فکر کردن خوبه و به درد آیندهشون میخوره و بعد تا دکترا درس بخونن و بعد بیان اینجا و نظر بدن.
پ.ن: تند نوشتم اما با افرادی که خودشون رو حامی نرمافزار آزاد جا میزنن(تاکید میکنم حامی نیستن ولی خودشون رو حامی جا میزنن – از این افراد در همه جای دنیا هست و متاسفانه در کشور ما بیشتر) باید مثل خودشون رفتار کرد.
نمینویسم یا علی چون این نوشتم اصلا بر مبنای اصولی که بهش اعتقاد دارم نبود.
جمله من از کاربران اپل هستم و از نرمافزارهای ازاد هم حمایت میکنم اساسا اشتباه میباشه.
دقیقا مثل:
من دزد هستم اما کاملا به حق مالکیت فردی افراد احترام میگذارم.
It is sad that people cannot understand and accept the reality. Always trying to make an evil and an angle. Looking for an Utopia that more looks like a communist society and never being concerned to address people who do not agree with them on reasonable grounds and instead calling them thieves or Hitler.
حالا ما انگلیسیمون به این خوبی نیست
اما به فارسی میگن:
در مثل جای هیچ مناقشه نیست.
فرقه بین مثال و نسبت دادن صفت به کسی!
لطفا هرجا که مشکل عدم حضور منطق میبینین در متن مشخصا ذکر کنین تا توضیح بدم.
اینو به دوستی بالاتر هم گفتم و منتظر جوابم.
البته اعتراف میکنم که واکنشها در کامنتها خسته و عصبانیم کرده مقادیری.
Sorry Babak, I don’t have access to a computer with Persian Lang. available. I am not trying to continue the discussion as I can see you are tired and I will also not able to follow the discussion. The point I’m trying to make is that we need to realize the fact that these trends have their own places and functionalities. Being dogmatic about one and being so aggressive about the other will not help us explain the phenomena. I agree with you that Jobs employed many bad practices in management and marketing but if we truly want to understand the reasons he was so succesfull we have to investigate other aspects of his work. FS(as in Freedom) has also its own functionallity that makes many people like me to use it for our work but still might also enjoy using an IPad when lying on the coach and having our coffee(though I never had either Mac or IPad). These two have their own functionality and it is the case because they are both available on free market and we see people use them for different porpuses.
آقا شرمنده.
من کاملا متوجهم چی میگی.
مشکل اساسیتره ازین بحثها.
فکر کنم به زودی یه کتابچه درس کنیم با کمک دوستان که همه جوانب توضیح داده شده باشه.
ممنون بابت مشارکت در بحث
کتابچه رو هستم بابک
نوشته زیبایی بود
جنگ بین سوسیالیسم نرم افزاری با کاپیتالیسم نرم افزاری است
با سلام
سوسیالیسم نرمافزاری؟ بیشتر در مورد روش کار نرمافزار آزاد مطالعه کنید لطفا
یا علی
برسی با ارزشی بود
سلام دوستان
من تقریبا همه کامنت ها رو تا اینجا خوندم، خیلی برام جالبه بدونم دوستانی که به جنبش نرم افزار آزاد تمایل داران دقیقا از چه موضوع پیچیده و غیر قابل فهمی برای عموم ، صحبت میکنن که بیشتر از اینکه سعی کنن پاسخ روشن کننده ای به من بی طرف بدن دائمن تکرار میکنن هر کسی متوجه نمیشه ، باید دکترا بخونید بد بیاید صحبت کنید یا اینکه مقایسش میکنن با اینکه برای کودک ۷-۸ ساله ادبیات حافظ بخونی
ببینید اگر شما واقعن فکر میکنین تفکر و جنبش مورد نظرتون بسیار ارزشمند هست بسیار ضروری هست که بتونین با مردم ارتباط واضح بر قرار کنید، متوجه شدم که ظاهرا آقای استالمن صحبت های تندی کرده و صحبت از این بود که از نظر سلامت روانی دچار کامی مشکلات شده، ولی این خیلی مهم هست که تک تک شما بتونین کانال ارتباطی تون رو با مردم داشته باشین و دقیقا منظور و هدفتون رو توضیح بدین که برای من نوئی چه تاثیری داره و چطور میتونم ازش استفاده کنم
من فکر میکنم که هیچ موضوعی اونقدر پیچیده نیست که نشه با ی کمی تآمل درست توضیحش داد و مردم هم عموما از هوش متوسط رو با بالایی برخوردار هستن که متوجه منظور بشن، حتا از دید خودشون
بنابر این اگر فکر میکنین سخت هست (حد اقل برای عده ای از دوستان ) توضیحش، احتمالا یه جای کار شاید برای خود شما ناواضح هست. شاید بهتر باشه فراتر از نرم افزار آزاد ، به دنیای آزاد ابتدا فکر کنید که هر کسی میتونه توش وجود داشته باشه با هر سلیقه و نگرشی از جمله به نرم افزار و تجارت،
چون اینکه میگین مثلا آدمایی هستن که از همه سود و منافع گذاشتن فقط به خاطر آزادی نرم افزار و حتی جنبشهای آزادی خواهانه رو هم دنبال میکنن ، که دنیای بهتری داشته باشن انسانها میتونه در مورد هر محصول یا خدماتی زده بشه، مثلا کمپانی های خوراکی، اوتومبیل سازی ، صنایع و غیره، همه بیان هر چی که دارن رو با همه قسمت کنن برای بهبودی وضع بشر.
در این صورت رقابت و پیشرفت فکر نمیکنید از بین خواهد رفت ؟ میدونین چقدر تفاوت نظر و بهس و مناظره در طول تاریخ ، موجب پیشرفته بشر شده؟ میدونین همیشه محرک پیشرفت و انگیزه برای پیشرفت حس تفاوت و خاص بودن بوده برای بشر ؟
اگر اینهارو ازش بگیرید ، حده اقل در این برهه از پیشرفت اجتمائیش ، تقریبا خیلی از پیشرفت ها کند و یا متوقف میشه ؟
مثلان همین که این جنبشه نرم افزار آزاد نتونسته با اینکه تقریبا هم سن اپل هست ، رشد قابل مقایسه ای کنه یا حتا اصلآ شناخته تر بشه برای مردم عادی ، فکر نمیکنین شاید باید ی فکر اساسی تری بکنین؟
اصلآ شاید این جنبش خیلی هم خوب باشه ، ولی فقط برای کسایی که حرفه ای کار development انجام میدن و تخصش رو داران مناسب باشه و هیچ ربطی به مردم عددی که میخوان interface زیبا و راحت و پور صورت داشته باشن نداشته باشه
اصلآ چه اصراری هست همه مردم به این سمت بیان ؟ مگه هدف شما غیر از دنیای بهتر برای مردم هست؟ اپل داره این کار رو انجام میده همین الان!
در نهایت فکر میکنم شما وقتی موفق به گسترش اندیشاتون میشین که بتونین به نحوی وارد زندگی مردم غیر متتخصصش کنین و حد اقل بتونین ساده بیانش کنین .
در این کامنت سعی کردم به نحوی شما رو به چالش بکشم که ببینم چه پاسخی احیانا دارین ، چون متوجه شدم که مخصوصن شما برای این دیدگاه خیلی اهمیت قائل هستین و بسیار هم زمان گذاشتین و اندیشاتون رو با من و سایرین تقسیم کردن، واسه همین واقعن دوست دارم برای هر دو مون مفید باشه این تبادل افکار و برای اراده و اشتیاق شما هم ارزش زیادی قائلم که مینویسین .
منم الان باید خواب میبودم ولی ۱ ساعت بیشتره که دارم میخونم و تایپ میکنم چون برام مهم بود.
منتظره پاسخی از دوستان یا شما بابک جان هستم،
پر انرژی باشین
با سلام
پاسخ من در آخرین پست وبلاگم و یکی از تبهای وبلاگم به نام نکاتی دربارهی نرمافزار آزاد هست.
اگر توضیحات کافی نبود و تمایل داشتید و در تهران بودید، گروه کاربران دانش آزاد همیشه مشتاق پاسخگویی به سوالات شماست.
اما اگر محتوای کامنت من را درمورد پاسخم به دیگر دوستداران اپل نمیپسندید، باید بگویم که بعد از این همه توضیح که دوستانم دادند، دیگر تحمل افرادی که حتی حاضر نیستند مقداری مطالعه کنند تا پاسخ سوال خود را بیابند، نداشتم.
وگرنه فهمیدن آنچه استالمن میگوید فکر نمیکنم که حتی نیازی به مدرسه رفتن داشته باشد.
کسی رو که خوابه میشه بیدار کرد ولی کسی رو که خودش رو به خواب زده، نه.
یا علی
به جناب آقای بابک:
شماکه استیو جابز رو با هیتلر مقایسه کردید و عشق انسانها به استیو جابز رو با عشق به هیتلر هم شبیه دانسته اید، چگونه خود را اینچنین آینده نگر می پندارید؟
از کجا معلوم استالمن پایه گذار راهی نباشد که قرنها بعد دچار استبدادی مانند استبداد دینی امروز نشود؟ چرا که پایه گذاران دین هم روزی ایده هایی مانند استالمن داشتند.
“من کاربر محصولات اپل هستم و از آزادی نرم افزار حمایت می کنم.”
فکر می کنم کسی که نمی تواند قبول کند این جمله ممکن است، تنها دلیلش این است که کاربر محصولات اپل نیست.
آقایون چقدر سخته براتون که بفهمید محصولات اپل فقط یک سری محصول با کیفیت ممتاز هستند و نرم افزار آزاد یک ایده قابل ستایش!
باور کنید اینها ربطی به هم ندارند. هر کدام کاربرد خودش را دارد.
فقط افسوس که یکی اجازه توهین به دیگری را به خود می دهد واقعا افسوس.
Pingback: ما و دفاع از نرمافزار آزاد: چرا و چگونه؟ « It's Me!
یک مثال از یکی از انقلاب های گذشته میزنم: زمانی هم وجود داشت!… که ادیسون برق را به همه جا برد که امروز همه پدر مادرش رو می آمرزند اما کسی حرفی از خیانتی که کرد نمیزنه! ادیسون هم دیواری کشید که بشر امروز مثل پدرانش در حال دادن مالیات به این دیواره… “”Nikola Tesla رقیب و همکار ادیسون با وجود اختراعات بسیاری که از اون دنیا تحولاتی تازه را تجربه کرد؛ با هدف انتقال بیسیم برق از طریق یونوسفر زمین تمام ثروت خودش رو در راه رشد و نوآوری ها خرج کرد (در شرایطی که قبل تر آزمایشی موفق به انتقال برق بصورت بیسیم در مسافت 40 کیلومتر انتقال داد و 200 لامپ رو روشن کرد.. دقیقا در سال 1899!) اما لطف کنید بعنوان یک تجربه چند صفحه در مورد زندگیش مطالعه کنید و یکم ویدئو ببینید تا ببینید در زندگیش چی گذشت و ببینید از سر چی.. بود که بعد از ثروت های بدست آورده از اختراعات فوق العادش در نهایت قرض و فقر و تنگدستی در یک اتاق از یک مسافرخانه (محل زندگیش) مُرد.. و قبل از مرگ چه چیزی در وجودش و دلش وجود بود و امروز کی ازش حرفی میزنه؟!